امسال هم دماوند…

بسم الله

فشار کارم خیلی زیاد شده…خسته اما با لبخند…

امسال نیز قسمت بر این شده که در دماوند تدریس داشته باشم. مثل اینکه نمی‌خوان بی‌خیال ما بشن. انگاری که قحط الرجال شده. این همه معلم ریاضی.. حالا از چی ما خوششون اومده، نمی‌دونم. امسال یه دانش‌آموز دارم که روی همه رو کم کرده. دانش‌آموز اول دبیرستان.. این دانش‌آموز ما، نمی‌دونست که یک سال، دارای چند ماه است. نمی‌دونست که اولین ماه سال، فروردینه. خلاصه داستان‌هایی داریم ما اونجا.. ولی در کل شاگردهای امسال گیراییشون از پارسالی ها خیلی بهتره.. پارسال که اوضاع خیلی شیتیل بود.. دماوند رفتن رو دوست دارم. تنها بدی که داره، اینه که خیلی انرژی می‌گیره. مخصوصا امسال که فشار کار تهران خیلی زیاد شده. دماوند روحیه‌ام رو عوض می‌کنه. بچه‌هاش خیلی با معرفت هستن. فرهنگ دانش‌آموزای اونجا با تهران خیلی فرق داره. خانواده‌ها هم همین‌طور. خلاصه که اینجوری..