چرا … ؟

بسم الله

از مشهد برگشتیم

درست نمی‌دانم چه اتفاقی داره می‌افته؛ چرا اسرائیل این چنین هار شده. چرا به بهانه واهی ، داره با لبنان اینجوری می‌کنه. شاید یه جور قدرت نمایی باشه. چرا ملت‌های دنیا صداشون در نمی‌آید. چرا ارتش لبنان کاری نمی‌کنه. چرا حزب‌الله دست به کار شده. درسته که اسرائیل روی صحبت‌هاش با حزب الله لبنانه. ولی اسرائیل داره به تاسیسات زیر‌بنایی لبنان حمله می‌کنه. سکوت دولت لبنان جای تأمل داره…

کارشناسی ارشد

بسم الله

کلی رفتم پول جزوه و کتاب دادم و قراره به قول خودمون از الان به بعد کنکوری بشیم.

عجب جوّ نا مطلوبی به وجود آمده. رقابت کنکور ارشد خیلی زیاد شده.

ملت نمی‌دونن چرا می‌خوان کنکور بدن، فقط می‌دونن که باید کنکور بدن. هیچ فرقی با پنج سال پیش نداره. همون آدم‌ها، همون رقابت و … فقط پنج سال بزرگتر شدن.

یه جورایی کنکور ارشد برای خانواده‌ها داره می‌شه ارزش. به طوری که حاضرن کلی پول کلاس کنکور خرج کنن و این بنده زاده‌هاشون رو با زور آموزشگاه وارد دانشگاه کنن……

امشب با رفقا دارم می‌روم مشهد…

emamreza

( سلام خدمت آقای خودم امام رضا (ع)؛ آقا جان از شما می‌خواهم برای من بنده حقیر یک دری باز کنید . در رحمت . ای امام کمکم کن تا از مرفین نجات پیدا کنم . به من اراده بده . کمکم کن تا کار پیدا کنم و زندگی جدیدی شروع کنم. ای امام کمکم کن. اسماعیل )

چشمه های جاری

بسم الله

تنها شبکه‌ای که با آرامش می‌نشستیم و برنامه‌هایش را نگاه می‌کردیم نیز آلوده شد.

یک مسابقه تلفنی جدید از سیما و از شبکه قرآن به نام چشمه‌های جاری؛

امروز اولین روزی بود که این برنامه ساعت ۱۶ از شبکه قرآن پخش شد.

مجری برنامه در معرفی برنامه می‌گفت که بعد از چهار سال ، سرانجام تحولی عظیم در شبکه قرآن حاصل شد و این مسابقه طراحی شد!!!!

اینارو دیگه من می‌گم ؛

بالاخره شبکه قرآن هم به این برنامه‌های مزخرف تن داد و خود را آلوده این طرح مسخره ( مسابقه تلفنی ) کرد.

من نمی‌دانم بودجه صدا و سیما از کجا می‌آید که به این راحتی پول بیت‌المال رو حروم می‌کنند.

فرهنگ خیابان گردی

بسم الله

چقدر خوب می‌‌شد اگه یه خورده فرهنگ خیابان گردی مردم بالا می‌رفت؛

به عنوان مثال : چراغ عابر پیاده؛

اگر یک بار به مدت پانزده دقیقه سر یک چهارراه شلوغ توقف کنید و به عبور و مرور افراد از چهارراه دقت کنید، می‌بینید که درصد بالایی از افراد، اصلا توجهی به چراغ عابر پیاده نمی‌کنند و همین جوری مانند … سرشان را پایین می‌اندازند و از چهارراه عبور می‌کنند و این خود باعث زدن ترمز توسط رانندگان شده و همین عاملی برای ایجاد ترافیک می‌شود.

حالا جالب اینجاست که بین این آدم‌ها ، افرادی را می‌بینیم که مدام دم از کلاس و پرستیژ و … می‌زنند و از این حرفها. و نمی‌دانند که با این کار یکی از بی کلاس ترین کار‌ها رو انجام می‌دن.

وای که چقدر دلم می‌خواد یه قانونی بذارن و این جور آدم‌ها رو یا جریمه کنند و یا بازداشت.

به همین راحتی….

 

لباس

بسم الله

چند شب هست که تلویزیون از شبکه‌های مختلف برنامه‌هایی را راجع به شیوه لباس پوشیدن مردم نشان می‌دهد.

 

بعضی از جوون‌ها ، خوب لباس پوشیدن را ملاکی برای پیشرفت می‌دانند.

یکی از مسئولین وزارت ارشاد می‌گوید : اگر کم کاری شده در زمینه شناخت هویت بوده.

حاج آقایی می‌گوید که در مورد لباس پوشیدن باید به گونه‌یی عمل کنیم که لباس‌ها، لباس شهرت نشود و موجب ریا و خود نمایی نشود. ایشان می‌گوید لباس، باید لباس اهل زمان باشد؛ یعنی ما نباید لباس گذشتگان را بپوشیم. و در تصدیق این موضوع لباس پوشیدن پیامبر را مثال می‌زند که ایشان لباس اهل زمان خود را می‌پوشیدند.

همان مسئول می‌گوید که امیال جوانان یک مسئله ملی است و یک مسئله جهانی است.

باز همان مسئول می‌گوید : روزی بود که ما در دنیا ملاک خوب بودن بوده ایم ولی الان ما در عصر انقطاع فرهنگی هستیم .

حاج آقا می گوید : با زیبایی نباید مخالفت کنیم با مدها نباید مخالفت کنیم ولی باید با این تفکر که انسان‌ها کمال خود را در ظاهر جستجو می‌کنند باید مخالفت کنیم.

تقریبا تمام مردم بر این امر معتقد بودند که جنس‌های ایرانی کیفیت ندارند و جنس خارجی را به خاطر کیفیت می‌خرند.

یه آقا پسر با کلاس میگه که مشکل ما دیزاینر(طراح) است و حتی در این مورد از پاکستان هم عقب‌تریم .

و …..

 

موقعی که با این خانوم‌های بد حجاب مصاحبه می‌کردند چهره‌های آنها را شطرنجی می‌کردند. مثل برنامه ” در شهر” وقتی که با این دزدها مصاحبه میکنه!

گذر عمر

بسم الله

به همین راحتی ۳ ماه از عمرمون گذشت. فروردین ، اردیبهشت ، خرداد ؛ اصلا نفهمیدم چی شد. چه جوری گذشت. یک چهارم از سال ۱۳۸۵. انگار همین چند روز پیش بود که تو سرخس بودیم. الان که دفترچه خاطرات این ۳ ماهه رو ورق می‌زنم ، تازه حس می‌کنم که نه بابا، مثل اینکه جدی جدی ۳ ماه رو پشت سر گذاشتیم. زمانه بدی شده. گذر عمر را نمی‌توان احساس کرد. بعضی‌ها می‌گن که یکی از نشانه‌های آخر زمان همینه.

چشم به هم بذاریم شده ۳۱ شهریور. ۳ ماه دیگه که به اصطلاح بهش می‌گن ۳ ماه تعطیلی ، رو هم پشت سر خواهیم گذاشت….

حرف  آخر : فقط دعا می‌کنم که زنده موندنمون یه فایده برامون داشته باشه و هر روزمون بدتر از روز گذشته نشه. در غیر این صورت از خدا می‌خوام که این عمر را از ما بستاند…..