از مشهد به …

بسم الله

از کنار امام رضا براتون می نویسم.

اردوی سرخس خیلی باحاله.

بعدا بیشتر دربارش می نویسم

سال نو مبارک

حرف آخر : یا مقلب القلوب و الابصار،……

سال نو

بسم الله
بالاخره داریم رفتنی می شیم. خدا شاهده که ته دلم به رفتن نیست. نمی دونم چرا. احساس می کنم هنوز وقتش نرسیده. فکر می کنم هنوز باید یه تعداد از بچه ها رو راضی بکنم که بیان. کاری که هر سال انجام می دادم و امسال به خاطر تعدد کارها به این امر نتونستم رسیدگی کنم.
دعا کنید گیرهای مسافرت حل بشه.

امسال که گذشت.
…. خیلی از عملکرد خودم راضی نیستم. به درستی درس نخوندم. خداییش دارم دیوونه میشم. کلی وقت تلف کردم.

خوشی ها و تلخی های زیادی را دیدم.
جهادی – دلوار
توقف داوطلبانه!! غنی سازی اورانیوم.
فقر و فساد و تبعیض ، احمدی نژاد به پا خیز
این الرجبیون..
لبیک اللهم لبیک… که پیچ خورد.
… خدا رحمت کنه حاج احمد مقدم رو. الفاتحه ؛
اجلاس شورای حکام، شورای امنیت.
سقوط هواپیمای c130 و فانتوم، شهادت خبرنگارها، شهادت احمد کاظمی …

.
.
سال دیگه کی میمونه؛ کی میره؛ کی ازدواج میکنه؛ و و و . همه اینارو خدا میدونه و بس.
و باز هم ” الخیر فی ما وقع “

برای سال دیگه برنامه ها دارم که مهمترینش کنکور فوق لیسانسه. کنکوری که امسال باید میدادم و تنبلی کردم. به یاری خدا سال دیگه میزنیم تو گوشش .
خدا ان شاء الله یه حالی به ملت ایران بده و از این وضعیت آشفته جهانی خارج بشیم. (انرژی هسته ای حق…)
تو جام جهانی هم ان شاءالله یه پای فینال ما خواهیم بود.
ازهمه بچه ها می خوام که ما رو حلال کنن. اگه به کسی بدی کردیم؛ دل کسی رو شیکوندیم؛ مال کسی رو خوردیم؛ …. هر چی که هست ما رو حلال کنین.

ما رفتیم تا سال دیگه. یا علی

حرف آخر: اللهم عجل لولیک الفرج.

خیلی مخلصیم ..

بسم الله
۱- یه چند وقتیه که به خاطر مسافرت جهادی سرم واقعا شلوغ شده؛ زیاد نمی تونم بیام اینترنت.
۲- با بچه های دانشگاه رفتیم مشهد. یه جورایی مسئولیت این مسافرت با من بود. مسئولیت ۳۵ تا پسر،۷۰ تا دختر، اونم از همه مدلش.واقعا سخت بود. کاملا زیر فشار بودم.مخصوصا اون موقعی که یکی از دخترها گم شده بود.
از طرفی پیگیری کارهای جهادی هم گردنم بود.
ولی همش حل شد. خداییش این امام رضا خیلی به ما حال داده. همه رقمه مدیونشم.
هر جا گفتم یا امام رضا، سریع جوابمو داده.
۳- اگه خدا بخواد دوباره امشب میرم مشهد که فردا شب برگردم تهران که پس فردا تهران باشم که آماده بشم برای فردای پس فردا که می خوام دوباره با رفقا برم مشهد. چی شد. خدا به خیر کنه.

حرف آخر: خیلی مخلصیم امام رضا ….

همایش

بسم الله
از دیروز یه همایشی تو دانشگاه تهران راه افتاده که قراره گروه های این کاره جهادی و همچنین سازمانهای حمایت کننده این گروه ها دور هم جمع بشن برای هم افزایی.

ذکر چند نکته :

۱- بنده خدا اصلا می فهمی هم افزایی یعنی چی؟ اخوی تورفیقت داره مسافرت برگزار می کنه و تو
می شینی و نگاه بکنی تا به زمین بخوره و بخندی ودرون خودت بگی فلانی آدم این کار نیست و
بابا جون یه خورده احساس بکن که این مسافرت اگه آسیب ببینه کل مجموعه آسیب میبینه؛
بعد این رفیق ما میگه که این قدر دم از هوای نفس نزن

۲- خدا کنه این جلسات برای مسئولین ثمره ای داشته باشه. بفهمن دغدغه این گروه ها چیه. نه اینکه الان چون داخل مملکت جو خدمت رسانیه پاشن بیان بگن ما هم آره.

 

بچه مثبت

بسم الله
۱- امروز(پنج شنبه) مثل بچه مثبت ها رفتم سر کنکور. هنوز کنکور شروع نشده بود، که بغل دستیم پرسید سربازی؟ گفتم نه. پرسید پس چرا موهات رو زدی؟ گفتم برای کنکور. همون جا شد که من یه چهره مثبت در ذهن اطرافیان شدم. و همین موضوع باعث شد که تا آخر کنکور دست از سرم بر ندارن که این سوال جوابش چی می شه و اون سوال جوابش چی می شه؛خداییش کنکور آسونی بود اگه یه ذره خونده بودم همین امسال قبول می شدم و به سال دیگه نمی کشید.
۲- امروز هم که جلسه مجمع بدون حضور اینجانب برگزارشد. به دبیر امروز هم خسته نباشید می گم. شنیدم که جلسه خفنی بوده.
۳- امشب پس از مدت ها با بچه ها رفتیم گمرک. جای همگی خالی. تیم کاملا خنده بود و کلی نشاط حاصل شد.

سخنی از آقای دبیر

بسم الله
داستان این مجمع ما هم به قول یکی از رفقا شده داستان پیراهن عثمان
برادر تا حالا کجا بودی؟ اون موقعی که بنده و چهار تای دیگه داد می زدیم که مجمع ایراد داره کجا بودی؟ اون موقعی که داد میزدیم آیین نامه مشکل داره کجا بودی؛اون زمانی که می گفتیم وقت بچه ها داره تلف می شه کجا بودی؟
تازه الان که به نقطه ایراد مجمع رسیدیم زبون باز کردی؟ تازه الان فیلت یاد هندوستان کرده؟
بابا همه فهمیدن که تو هم فرد دلسوزی هستی و مخت خوب کار می کنه. همه فهمیدن که تو هم می فهمی. حالا دلت می خواد سر دمدار اصلاحات بشی؟
بله؛ منم بلدم تو این شرایط خوب صحبت کنم و ایراد وارد کنم. از تو هم قشنگ تر.
حتی می تونم بگم که ایرادات رو بهتر از تو می فهم.
برو عمو جون. برو خدا روزیت رو جای دیگه بده.
امسال که گذشت. با همه بدی ها و خوبی ها ی مجمع، دبیران مجمع و اعضای مجمع، امسال هم گذشت.
برو از الان به فکر سال دیگه باش(اگه دلت واقعا می سوزه)؛ برو ایرادات رو برای سال دیگه برطرف کن. سال دیگه زودتر آستین بالا بزن. نه اینکه دوباره ۳ ماه مونده به مسافرت بیای بگی “سلام علیکم.

حرف آخر :خدا رو بالا سرمون ببینیم. اصل رو فراموش نکنیم. بر هوای نفس غلبه کنیم. دل آدم ها رو نشکونیم. وقت شناس باشیم.

به قول یکی از رفقا: الخیر فی ما وقع

باز هم جریمه

بسم الله
مثل اینکه من باید برم با راهنمایی و رانندگی قرار داد بنویسم.
یه بار که دیروز به خاطر موبایل ۷۰۰۰ تومن جریمه شدم؛ یه بار هم که امروز به خاطر یه کار خطرناک ۴۰۰۰ تومن؛ که من اگه جای آقا پلیسه بودم، به جای ۴۰۰۰ تومن می نوشتم ۴۰۰۰۰ تومن. تازه به همین اکتفا نمی کردم و گواهینامه طرف رو پیوست کرده، ماشین رو هم می خوابوندم.
هنر من: یه انحراف به راست هنرمندانه.
از لاین سبقت وارد دور برگردون راست شدن کار هر خری نیست؛ (بلا نسبت شما) خلاصه خیلی به خیر گذشت.
امروز هم با رفقا کارهای مسافرت رو پیگیری کردیم.

یه جلسه با مسئول بسیج سازندگی، یه جلسه هم با مسئولین جامعه خیرین مدرسه ساز.
ایران هم که امروز به زور از کاستاریکا برد.
آقای رئیس هم که برای امشب برامون جلسه شورای مسافرت گذاشته.
ان شاءالله که خیر باشه

۴۰۰۰ تومن جریمه

بسم الله

روزی که گذشت :
احساس خطر می کنم. چند روزیه که به خاطر کارهای مسافرت جهادی کلاسها رو می پیچونم. مثلا ارواح… می خواستیم این ترم مثل آدم درس بخونیم.
صبح که از خواب بیدار شدم قاطی بودم. رفتم از ماشین CD محمود کریمی رو آوردم و گذاشتم تو ضبط…

منم که فاتح خیبر بودمکلی حال اومدم.
از خونه که خواستم بیام بیرون، متوجه خروس بی محل شدم که مجبور بودم حتما تا ظهر برگردم خونه.
با بعضی رفقا رفتیم رایزنی برای جذب کمک مالی به منظور تسهیل در برگزاری مسافرت جهادی که نتایج خوبی داشت.
یه چراغ قرمز رد کردم که رفت تو روحم؛۴۰۰۰ تومن جریمه.
دوست عزیزمون از تبریز کلی حال داد برای ایجاد یه سری لینک؛ دستش درد نکنه.
امروز با سر دبیر محترم نشریه صحبت کردم؛ قرار بود تا امروز همه مطالب برسه که طبق پیشبینی های قبلی این امر به فردا موکول شد.
امشب قراره پس از مدت ها با بچه ها بریم استخر.

فقط خدا

بسم الله

و من یتق الله یجعل له مخرجا
روزی که گذشت : (یکشنبه ۷ اسفند)

۱- پنج نفر از شورای مسافزت الان رفتن سرخس برای پیش قراولی.
۲- دعا می کنم همه بچه ها بتونن بیان جهادی و مشکل نیمه نداشته باشن.هر کی مشکل داره میتونه به رئیس بگه.
۳- پیگیری کارهای مالی و اداری مسافرت جهادی خیلی خسته کننده است. دعا کنید مشکلات مالی حل بشه. پول کم داریم.
۴- امروز کلاسهای دانشکاه به خاطر اعتراض به هتک حرمت حرمین شریفین امامان عسگرین تعطیل بود. دانشجویان زیادی در مراسم شرکت کردند.
۵- نشریه دانشگاه کارش خیلی عقبه. بچه ها ول معطلن. قراره تا فردا همه مطالب برسه.
۶- خدا مسافرت مشهد دانشکده رو به خیر کنه. دختر ها دو برابر پسرها.

حرف دل من :
تو این هفته خیلی ها قراره کنکور بدن. ان شاءالله همه موفق بشن.
اگه خدا بخواد یه سفر تو این هفته میرم امام رضا.

حرف آخر :
هر چی الله کریم بخواد همون میشه..