بسم الله

تنبلی هم بد دردیه. برای ما انرژی نمانده. بچه‌های دماوند عجیب انرژی می‌گیرند. احساس می‌کنم بچه‌ها هم خسته شده‌اند. تا به حال اینجوری درس نخوانده‌اند. کلا سیستم آموزشی دماوند، به این گونه است که دانش‌آموز به هر نحو ممکن نمره قبولی را بگیرد. برای مدیران آموزش و پرورش اصلا مهم نیست که این دانش‌آموز سواد دارد یا نه. فقط قبولی برایشان مهم است.

این موضوع به حدی جدی است که حتی مدیر یکی از مدارس مرا از وسط کلاس بیرون می‌کشد و لیست نمرات را می‌آورد و می‌گوید به این دانش‌آموزان نمره بده تا نیوفتند.

دانش‌آموز بیچاره با این سیستم رشد کرده. دست خودش نیست. به او درس خواندن را یاد نداده‌اند. بلد نیست جزوه بنویسد. بلد نیست به درس گوش بدهد و… این را خوب متوجه شده‌ام که در سالهای گذشته به این دانش‌آموزان ظلم شده است. ظلم….


Notice: link_pages is deprecated since version 2.1.0! Use wp_link_pages() instead. in /home/webmath/public_html/shahne.com/weblog/wp-includes/functions.php on line 3888

۱۲نظر

  1. سلام
    خسته نباشی
    انرژی گذاشتن برای بعضی کارها خیلی ارزش دارد، هر چند که آن کارها از نظر بعضی ها مهم نباشد اما قطعا نزد خدا مهم هست، مهم این نیست که گذشته چگونه بوده ، مهم این است که زمان حال(که بوسیله ما رقم می خورد) که فردا گذشته می شود درست باشد.
    توی این سیستم به کسی چیزی یاد نمی دهند هرکسی یاد گرفت، برده و گرنه…

    یا علی

    علي

  2. خدا قوت

    محسن

  3. کم نیست تعداد این به اصطلاح دانش‌آموزان

    پری‌سا

  4. یه نفر هم یاد بگیره بسه
    کار آموزشی ما تو جهادی هم همینه. یک دونه هم بره دانشگاه برامون بسه. از هیچی که بهتره !

    علي آقا مربي

  5. سلام
    البته در این جور موارد من هم نمره را می دادم!! سخت گیری سر کلاس خوبه! ولی اگه دانش آموزهایی که درسو یاد نمیگیرن زیادن معلومه یه چیزی این وسط لنگه! شاید توقع ما بالاست! ضریب هوشی و …. را در نظر نگرفته ایم و انتظار مان این است که برای او کاملا جا افتاده باشد! یکی از اصلی ترین مقصر ها خود من معلم هستم که نتونستم با اکثریت بچه ها ارتباط مناسبی برقرار کنم!
    زیاده جسارت است
    یا حق!

    آرش طباطبائي

  6. به به، بحث معلم هام داغه ها، حالا نمی دونم چرا بعضی معلم ها تو کار که تخصصی می شن چرا از سیستم جهادی می رن بیرون …

    علی

  7. درود بر شما
    کاش من نیز جای دانش آموزان دماوندی بودم.خاطرات سوخته با قلم شیوای شما زنده گردید تا دوباره حس کنم هستم…
    امید بر آن دارم که ببینم نمایی از حضرت دوست،بدرود ای دوست.

    ميرزا

  8. تعجب نداره کاظم بابا!!!
    خانه از پایبست ویرانست
    مگه دانشگاش درسته که تو از مدرسش انتظار داری،مثل یه زنجیر همه به هم وصلن
    با یکی دو نفر هم کار درست نمیشه…
    یه عده ای که باید بخوان نمیخوان!!!!
    خودتو زیاد اذیت نکن……

    حمیدرضا

  9. کاظم… این نیز بگذرد. فقط فکرکنم رو سیاهیش واسه ماها بمونه.
    به حمید: یادت رفت بگی تقصیر احمدی نژاده…

    حسین ط

  10. من هم چیزایی شنیدم. خبر موثق شنیدی ما رو هم بی خبر نذار!

    محمد امين

  11. سلام اخوی
    خدا قوت

    سلمان

  12. سلام
    تجربه یکسال تدریس برای بچه های سال سوم ذبیرستان من نیز توامان بود با این همه جهالت کور اطرافیان…
    واقعا در این زمانه تدریس برای بچه ها به قدری سخت است برای کسانی که می خوهاهند دین خود را ادا کنند
    شاید آنها نیز به ناچار در این سیستم کذائی غرق شوند.
    واقعا با تمام وجود این گفته ها را می فهمم
    هرچند که مدتیست از آن دوری گزیده و بچه های دیروزین مرا می آزاراند با تمام جهالت ها و مقاومت های بیهوده…
    و بوروکراسی های زائد و …
    بی خیال…
    خسته نباشی عزیز

    آدل هوگو

نظر دهيد