Archive for آبان, ۱۳۸۷

خاطرات آموزشی – دوشنبه ۲۴ تیر ۸۷

چهارشنبه, آبان ۲۹ام, ۱۳۸۷

بسم الله دوشنبه ۲۴ تیر ۸۷ ساعت ۲۳:۴۰ حتما میتوانید حدس بزنید که چرا این موقع شب دارم می‌نویسم: نگهبانی شب. ما که شانس نداریم. از همان اولش هم شانس نداشتیم. حالا میگویم چرا. دوشنبه صبح‌ها، صبحگاه مشترک پادگان برگزار می‌شود؛ یعنی کل گردان‌ها در این صبحگاه شرکت می‌کنند. باقی روزها، صبحگاه به صورت گردانی […]

Read the rest of this entry »

پایا

پنج شنبه, آبان ۲۳ام, ۱۳۸۷

بسم الله سازمان بسیج دانش آموزی یک سری المپیاد علمی برگزار میکنه به اسم پایا که در سطح مدارس تهران تبلیغات میکنه و مدارس زیادی دانش آموزان رو به شرکت در این آزمون‌ها ترغیب میکنند. مرحله اول این المپیاد هفته گذشته برگزار شده و تعدادی از دانش‌آموزان مدرسه ما به مرحله دوم راه پیدا کردند. […]

Read the rest of this entry »

پست ویژه برای داش سعید

پنج شنبه, آبان ۱۶ام, ۱۳۸۷

بسم الله و حالا این چهره حتما میتونید حدس بزنید که چه اتفاقی افتاده.. نه خیر. اشتباه حدس زدید. سعید نمرده. زنده است… سعید زن گرفته… به به// رفیق ده ساله‌ای که در حق ما خوبی زیاد انجام داده.. و البته پشتیبان محترم سایت قبل از عقد که دیدمش قیافش این شکلی بود.. بعد از […]

Read the rest of this entry »

اخباری از دماوند

یکشنبه, آبان ۵ام, ۱۳۸۷

بسم الله یک ماه از سال تحصیلی گذشت. هفته‌ای چهار روز را باید به دماوند بروم. لازمه این کار بیدار شدن در ساعت پنج صبح است که دیگر عادت کرده‌ام. یک خوبی پادگان و دوران آموزشی برای من، تمرین صبح زود بیدار شدن بود. چهار روزی که به دماوند می‌روم، در دو دبیرستان ریاضی تدریس […]

Read the rest of this entry »