Archive for خرداد, ۱۳۸۶

۹۰

چهارشنبه, خرداد ۳۰ام, ۱۳۸۶

بسم الله زمین شهر قم ساعاتی پس از در آغوش کشیدن آیت الله فاضل لنکرانی، به خود لرزید و آنگونه، ارادت خود را نشان داد… نود روز از سال ۸۶ گذشت. گذر عمر هم خیلی خنده دار شده… علی دایی هم پس از سه سال دوباره روی صندلی برنامه نود نشست. چیزی که تا حدی […]

Read the rest of this entry »

انا لله و انا الیه راجعون

شنبه, خرداد ۲۶ام, ۱۳۸۶

بسم الله آیت‌الله العظمی حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی به دیار باقی شتافت.   آیت‌الله العظمى حاج شیخ محمد فاضل لنکرانى در سال ۱۳۱۰ دیده به جهان گشود و عمر پرثمرش را در راه تحصیل علم و تدریس آموخته و اندوخته‌هاى خود گذرانید. ایشان در سال‌هاى جوانى حدود ۱۱ سال در درس مرحوم آیت‌الله بروجردى […]

Read the rest of this entry »

قحطی

پنج شنبه, خرداد ۲۴ام, ۱۳۸۶

بسم الله دیشب دو بار برق منطقه ما قطع شد؛ مثل این فیلم‌های ترسناک که یک دفعه روح می‌یاد تو صحنه، چراغ‌ها نورش کم و زیاد میشه، همونجوری. بیچاره یه بنده خدا که بعد از مدت‌ها داشت مرحله ۱۲ یه بازی خفن رو رد می‌کرد. خلاصه همین شد که مجبور شدیم بعد از مدت‌ها شب […]

Read the rest of this entry »

یک دوره پنج ساله

سه شنبه, خرداد ۲۲ام, ۱۳۸۶

بسم الله این ترم، ترم آخر است. دوران دانشجویی ما هم دارد به سر می‌آید. دلم نمی‌آید بنشینم پای درس. پروژه‌ام را نمی‌خواهم انجام دهم. اگر انجام دهم، دیگر دغدغه‌ای برای رفتن به دانشگاه ندارم. هفته دیگر ۲ تا امتحان دارم در یک روز. و هنوز سراغشان نرفتم. دوست دارم یک بار دیگر استرس شب […]

Read the rest of this entry »

محبت به مادر

سه شنبه, خرداد ۱۵ام, ۱۳۸۶

بسم الله دوستان اگر به گره کوری در زندگی برخورد کرده‌اید، و هیچ‌گونه نمی‌توانید آن را باز کنید، پیشنهاد می‌کنم که برای باز کردن آن گره، به مادر خود مراجعه کنید. مقداری گنگ نوشتم. برای روشن شدن موضوع، به واقعه زیر اشاره می‌کنم. یکی از اساتید ما نقل می‌کرد: “روزی در منزل نشسته بودم و […]

Read the rest of this entry »

محسن میرزایی

جمعه, خرداد ۱۱ام, ۱۳۸۶

بسم الله این آقا پسری که عکسش رو مشاهده می‌کنید، نامش هست محسن میرزایی. از محدود افرادی است که از کودکی با هم بزرگ شدیم و با هم بوده‌ایم تا به امشب که از هم جدا شدیم. خیلی خوب اولین برخوردی که با هم داشتیم را یادم می‌آید. تو حیاط دبستان، رفتم و بهش سلام […]

Read the rest of this entry »

سه روز و سه نفر

دوشنبه, خرداد ۷ام, ۱۳۸۶

بسم الله یکی از نعمت‌هایی که خداوند به انسان ارزانی داشته سفر کردن است. کم پیش میاد که به پیشنهاد سفر جواب منفی بدم. دو هفته پیش که شکیب از رفقای دانشگاه پیشنهاد سفر داد که نتیجه آن سفر یک هفته‌ای به استان‌های گیلان و مازندران بود. بعد از آن هم رضا پیشنهاد کرد که […]

Read the rest of this entry »