Archive for آذر, ۱۳۸۵

بی هویت

یکشنبه, آذر ۲۶ام, ۱۳۸۵

بسم الله ببینید کار این مملکت به کجا رسیده که دیگه من کاظم زارع هم در پای صندوق رأی حاضر نمی‌شم. ای مسئولین مملکت؛ آخه چرا یه کاری می‌کنید که ملت این همه….. ، ادامه ندم بهتره. خطرناک میشه. شوخی کردم. مسافرت مشهد بودم و فراموش کرده بودم این شناسنامه لعنتی را با خودم ببرم. […]

Read the rest of this entry »

مهمانی

سه شنبه, آذر ۲۱ام, ۱۳۸۵

بسم الله اگه قسمت باشه ، چند روزی را مهمان امام رضا خواهم بود…

Read the rest of this entry »

سعید می‌گفت

یکشنبه, آذر ۱۹ام, ۱۳۸۵

بسم الله با سعید بابایی سر خیابان جمالزاده ایستاده بودیم و منتظر ماشین بودیم که من بروم پونک و سعید برود صادقیه. دو تا ماشین برای پونک سوار می‌کردند و ماشینی برای صادقیه نبود. بنابراین حضور خود را به راننده اعلام کردم و با سعید مشغول صحبت شدم که راننده سه تا مسافر به تورش […]

Read the rest of this entry »

یا غریب الغربا

شنبه, آذر ۱۱ام, ۱۳۸۵

بسم الله این چند وقته یه حس و حال غریبی دارم. یا غریب الغربا   در ساعت ۲۳:۱۵ ، یازدهم ذی‌القعده سال ۱۴۰۴ هجری قمری ، مصادف با شب میلاد حضرت علی ابن موسی الرضا ( علیه السلام ‌) ، در بیمارستان سمیه تهران به دنیا آمدم و به فرخندگی و مبارکی آن شب ، […]

Read the rest of this entry »

بسیج

یکشنبه, آذر ۵ام, ۱۳۸۵

بسم الله سخنانی که می‌خواهم بگویم احتیاج به تأمل دقیق و عمیق دارد. پس درخواست من این است که مطلب را تا آخر بخوانید و تعصبی برخورد نکنید. خیلی خلاصه می‌گویم. من اگر در این مملکت دستم به جایی می‌رسید، تمام فعالیت‌های نظامی بسیج را به مدت چند سال به حالت تعلیق در می‌آورم. فعالیت‌های […]

Read the rest of this entry »