Archive for شهریور, ۱۳۸۵

به نام پدر

چهارشنبه, شهریور ۲۹ام, ۱۳۸۵

  بسم الله به نام پدر ، ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا بالاخره رفتم و به نام پدر را دیدم. نگران بودم از اینکه اکران فیلم تمام شود و من مجبور بشوم این فیلم را با کامپیوتر ببینم که به همت میرهادی و عبدالمجید این امر محقق شد. بر خلاف انتقاداتی که از این فیلم شنیده بودم […]

Read the rest of this entry »

عروسی

یکشنبه, شهریور ۲۶ام, ۱۳۸۵

بسم الله جمعه شب به طور همزمان عروسی محمدرضا محسنی‌راد و مسعود خیربخش و مراسم جشن عقد علی‌حبیب‌زاده ، از دوستان هم‌دوره‌ای‌مان در دوران دبیرستان بود که من در دو تا از این جشن‌ها دعوت بودم. ابتدا در مراسم مسعود حاضر شدم و سپس رفتم جشن عقد علی. بعد از مراسم علی ، آبروریزی از […]

Read the rest of this entry »

سیگار

دوشنبه, شهریور ۲۰ام, ۱۳۸۵

بسم الله یه مدتی است که سیگار کشیدن شده موضوعی که خیلی ذهن مرا درگیر به خودش کرده. خیلی از رفقا دیدن که موضع من نسبت به سیگار چی هست. متأسفانه خیلی از رفقای نزدیک من به این شیء مخرب معتاد هستند. من همیشه نسبت به افرادی که سیگار می‌کشند موضع منفی گرفته و آنها […]

Read the rest of this entry »

ارومیه

دوشنبه, شهریور ۱۳ام, ۱۳۸۵

بسم الله چند روزی را در شهر ارومیه میهمان سید امین و هادی عزیز بودم. البته اکثر زحمت‌های ما گردن آقا سید امین بود. این مسافرت ما هم مقارن شده بود با نوزدهمین سفر استانی هیئت دولت به استان آذربایجان غربی. هادی به علت موقعیتی که داشت ، نکات جالبی را از این سفر برای […]

Read the rest of this entry »

شعار احمدی نژاد

دوشنبه, شهریور ۶ام, ۱۳۸۵

بسم الله دولت حاج محمود احمدی‌نژاد در آستانه یک ساله شدن است. اگر یادتان باشد ، یکی از شعارهای دکتر این بود که بعد از یک سال مدیران ضعیف را عوض خواهد کرد. اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم ، حداقل چهار تا از وزیران را به طور حتم باید عوض کند. تو این شرایط این […]

Read the rest of this entry »

مرگ

جمعه, شهریور ۳ام, ۱۳۸۵

آخر داستان :‌مرگ چرا باید اینقدر خودمون رو مشغول این کارهای دنیا بکنیم؟ آخرش رو تخت غسال‌خانه این بدنی که همه کار از دستش بر می‌اومده رو ، این ور و اون ور می‌کنن و چهار تا سطل آب روش می‌ریزن و کفن پیچش می‌کنن. آقای مهندسی که به فکر این بوده که خط اطوی […]

Read the rest of this entry »