Archive for فروردین, ۱۳۸۵

سرخس ۶ – ۲۹/۱۲/۱۳۸۴

چهارشنبه, فروردین ۳۰ام, ۱۳۸۵

بسم الله دوشنبه ۲۹/۱۲/۱۳۸۴ آ‌ن روز تماماً در خجالت به سر بردم. خودم از خودم متنفر شده بودم. تا ساعت ۱۲:۳۰ خواب بودم. البته این را هم بگویم که ۲ روز گذشته‌اش به شدت مرا خسته کرده بود.ولی این موضوع دلیلی برای این همه خواب من نداشت. بعد از خواب، یه دوش آب گرمی گرفتم […]

Read the rest of this entry »

سرخس ۵ – ۲۸/۱۲/۱۳۸۴

دوشنبه, فروردین ۲۸ام, ۱۳۸۵

بسم الله یکشنبه ۲۸/۱۲/۱۳۸۴ شب قبل را در منزل آقای اصفهانی سپری کردیم. صبح از آقای اصفهانی درخواست پیگیری برای بازدید از پالایشگاه شرکت گاز را کردیم. ایشان هم لطف فرمودند و هماهنگ کردند؛ به طوریکه بعد از ۱۵ دقیقه مدیر عامل پالایشگاه با تلفن همراه بنده تماس گرفت. این‌بار هم تمام روز با هادی […]

Read the rest of this entry »

سرخس ۴ – ۲۷/۱۲/۱۳۸۴

پنج شنبه, فروردین ۲۴ام, ۱۳۸۵

بسم الله شنبه ۲۷/۱۲/۱۳۸۴ صبح با هزار بدبختی از خواب بیدار شدم. قرار بود با هادی قربانی برای پیگیری های اداری ، به مشهد برویم. ترافیک مشهد خیلی وحشتناک بود. دلیلش مسافرین نوروزی بودند. مستقیم به استانداری رفتیم. تا آخر وقت اداری داخل استانداری بودیم. کارمان تمام نشد. مجبور بودیم شب را در مشهد سپری […]

Read the rest of this entry »

انرژی هسته‌ای …

سه شنبه, فروردین ۲۲ام, ۱۳۸۵

بسم الله بالاخره خبر دست یابی ایران به چرخه کامل انرژی هسته ای رسماً اعلام شد. ولی ذکر چند نکته از دیدگاه من : ۱- چرا این خبر قبل از اینکه از طرف رئیس جمهور رسماً اعلام شود،‌از زبان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام شد؟ بابا جون من بهش حق می‌دم. تمام زور هسته […]

Read the rest of this entry »

سرخس ۳ – ۲۶/۱۲/۱۳۸۴

دوشنبه, فروردین ۲۱ام, ۱۳۸۵

  بسم الله جمعه ۲۶/۱۲/۱۳۸۴ قرار بود ساعت ۳:۰۰ بامداد از خواب بیدار شویم که با امیر حاجی و امین طاهری گروه بندی‌ها را انجام دهیم. سید ساعت ۶:۰۰ به زور مرا از خواب بیدار کرد. پرسیدم گروه بندی را انجام دادید؟ سید گفت من هم خواب ماندم. امیر خودش این کار را انجام داده. […]

Read the rest of this entry »

سرخس ۲ – ۲۵/۱۲/۱۳۸۴

شنبه, فروردین ۱۹ام, ۱۳۸۵

  بسم الله پنج‌شنبه ۲۵/۱۲/۱۳۸۴ صبح ساعت ۹:۱۵ وارد ایستگاه راه‌آهن مشهد شدیم. قرار شد بچه‌ها برای زیارت به حرم رفته و تا ساعت ۱۳:۰۰ خود را به راه‌آهن برسانند برای عظیمت به سرخس با اتوبوس. من هم رفتم به سمت استانداری و سید امین هم رفت به سمت بنیاد شهید. شخصی که کار مسافرت […]

Read the rest of this entry »

سرخس۱ – ۲۴/۱۲/۱۳۸۴

جمعه, فروردین ۱۸ام, ۱۳۸۵

بسم الله چهارشنبه ۲۴/۱۲/۱۳۸۴ قرار بود ساعت ۲۰:۳۰ همه بچه‌ها خودشان را به راه آهن برسانند.حرکت ما ساعت ۲۱:۲۰ بود. تقریباً ساعت ۲۰:۴۵ همه بچه ها آمدند. بلیط‌ها را من از آژانس صعودگشت گرفته بودم که به صورت گروهی صادر شده بود. این نکته را متذکر می‌شوم که صدور بلیط گروهی در ایّام نوروز غیر […]

Read the rest of this entry »

قویترین مردان ایران

جمعه, فروردین ۱۸ام, ۱۳۸۵

بسم الله نمی‌دونم چرا وقتی این مسابقه قویترین مردان ایران رو می‌بینم واقعاً احساس می‌کنم که تو کشور عقب افتاده‌ای زندگی می‌کنیم. شاید به خیال خودشون خیلی با کلاس باشن(صدا و سیما و …) ولی واقعاً دیگه حالم داره به هم می‌خوره. ۶ نفر رو دور هم جمع می‌کنن و الکی زور بزن. حرف آخر: […]

Read the rest of this entry »

آماده باش

سه شنبه, فروردین ۱۵ام, ۱۳۸۵

بسم الله * دوستان خوب استراحت کنن و نفس بگیرن، که به زودی تاریخ برگزاری مجمع رو اعلام می‌کنم. * یک ماه و نیم فرصت داریم تا عقب ماندگی‌های درسی قبل از عید را جبران کنیم؛ حداقل به بهانه جام جهانی هم  که شده باید درس بخونیم. خدا خودش کمک کنه … * همه رفقا […]

Read the rest of this entry »

تهرون ..

شنبه, فروردین ۱۲ام, ۱۳۸۵

بسم الله هر سال وقتی از اردوی جهادی بر می‌گردم، با یه شهری روبرو می‌شم که همه جوره با اون شهری که موقع رفتن دیده بودم، فرق می‌کنه. یه شهر ساکت و آروم. بدون آلودگی، بدون ترافیک و بدون شلوغی. فکر می‌کنم فقط دو هفته عید باشه که بشه مثل آدمیزاد تو تهرون زندگی کرد؛ […]

Read the rest of this entry »